مدح و ولادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
شاه امـروز آفـریـده شـاهـکـار دیگری احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری لـشکـر ارباب میگـیرد وقـار دیگـری مرتضی باید بسازد ذوالـفـقـار دیگری بیـشتر امشب شب خـوشحالی سقا شده چون که حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده او برای زینب کبری رکاب آورده است عمه زینب هم برای او نقاب آورده است هدیهای را هم برایش بوتراب آورده است مرکبی در شأن پیغمبر عقاب آورده است نیست جایی خوش قدو بالاتر از این آینه مادرش هم تکـیـه زد بـر جایگـاه آمـنه پهن کرد از دست خود بر خواهرش سجادهای بعد پیغمبر به او دل داده هر دل دادهای ای فـقـیران سفره دارد، سفـرۀ آمادهای اوست آقـا زادهام آنهم چه آقـا زادهای در مقام او جهـانی بانگِ یا هو میزند وقت مدحش ناصرالدین شاه زانو میزند وقت معراجش رسول و وقت خیبر مرتضی بین خانه چون پیمبر؛ بین لشکر مرتضی سر، رسولالله هست و هست پیکر مرتضی نیمی از پیکر نبی و نیم دیگر مرتضی دستهایش چون که بر هم سخت محکم میشود باز هم عید غـدیـر خـم مجـسم میشود مثـل مـادر آسـمـانها را تمـاشا میکند آسمان در گیسویش خورشید پیدا میکند کیـست این آقا که ما را نـیز آقا میکند خواهر کوچکترش هم کار زهرا میکند صاحب بالاترین عنوان و منصب میشود شـانۀ او تکـیهگـاه عـمه زینب میشود کعبه از ششگـوشۀ ارباب کم میآورد نــام او افــلاک را زیـر قــدم مـیآورد صحبت از ششگوشه شد؛ حرفی که غم میآورد بـاز هم دارد مرا سـمت حـرم میآورد هرچه بـادابـاد من این روزها لیلاییام هرکه جایی را پسندد من که پائین پاییام مرهمی بعد از تو بر داغ پدر پیدا نشد خواست برخیزد حسین بن علی از جا نشد خواست جسمت را بگیرد در بغل اما نشد آخرش هم پیکر تو در عـبایش جا نشد داد زد بـابـای پیـرت، آه زینب، اکـبرم ای جـوانـان بـنیهـاشم بیائـید از حـرم |